تبليغاتX
اقتدار ملی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 18:22  توسط کیان مهر  | 

اقتدار به معنای توانایی وقدرت است ،حال باید پرسید توانایی چیست؟ودر ثانی توانایی برای چه ؟به عبارتی بهتر چه چیزی توانایی است ؟چه چیزی معیار سنجش است ؟در اینجا چه چیزی توانایی ملی است وچه چیزی نیست ؟و پیش تر از آن توانایی ملی به چه معناست ؟برای یافتن وپاسخ دادن به این پرسشها می بایست به سراغ علم شناخت  بایدهای ملت رفت واز آن یاری گرفت .بر این اساس اقتدار از یک روح ملی پیشرو که عصاره ی آن دانش وعلم شناخت بایدهای تاریخی آن ملت است ظاهرمیشود عده ای از اقتدار تنها جلوه ها ونمایشهای نظامی آنرادر نظر آورده وآنرا معادل اقتدار دانسته اند،یعنی ملت با اقتدار ملتی است که اسلحه وتوپ وتانک بیشتری داشته باشد ،حال شاید مردمانش در گرسنگی وجهل به سر برند ویا اینکه حاکمی دارای ارتش تا دندان مسلح باشد اما دل مردمانش با او یار نباشد ودر کمین زمان مناسب برای به پایین کشیدنش باشند حال در اینجا گرچه به ظاهر این چنین حاکمی مقتدر است اما به واقع ،طبل جهان میان تهی است،چنانکه در مورد صدام دیدیم .پس منظور در اینجا از اقتدار ،اقتدار پایدار است -اقتدار پایدار یک ملت.

اقتدار پایدار یک ملت تمام حوزه وجلوه های حیات آن ملت را شامل می شود،بهداشت،تربیت ،سلامت ،دانش ،بینش،آزادی،ارتش،صنعت،کشاورزی ،وتغذیه وتجارت وهمه وهمه.

حوزه های حیات یک ملت حالت به هم پیوسته وواحد دارند ،زیرا همه جلوه ای هستند ازحیات آن ملت در بستر تاریخ .بنابراین تنها ارتش موحد اقتدار نیست بلکه میتواند ازجلوه های اقتدار باشد.بنابراین در حیات ملی باید پرسید برای بر آوردن نیازهای آن ملت چه ویژگیها وچه کیفیتهایی والبته متناسب با آن کمیتهایی لازم وبایسته است ،بنابر این هیچ کدام از این امور خود به خود  مطلوب با لذات نبوده بلکه با ارتباطی که با حیات ملت وبایدهای آن ملت در بستر تاریخی وحرکت به سوی شکوه در می یابند معنی پیدا میکنند.

پس:اقتدار ملی نتیجه ی یک وضعیت ،یک نظم ویک آرشه ی درونی است که علم شناخت زیست یک ملت آنرا پدید آورده است وروح ایجادی آن نظم همانا فرهنگ می باشد .

روان ملت ایران از راستی سرشته شده است و اقتدار ملت ایران ،اقتدار راستی وروشنی هاست .پس باید برای ملت خویش یک هستی با فر وشکوه ترتیب دهیم تا نمود آن شکوه باشدو روشنایی.

به گیتی به از راستی پیشه نیست        ـ          زکژی بدتر هیچ اندیشه نیست

همه روشنی در تن از راستی است          -به تاری وکژی بباید گریست

راستی اساس هستی است و"انسان فقط به وسیله ی راستی میتواند شبیه به خدا بشود چنانکه مغان برای خدای خود می گویند او روح راستی است"(فیثاغورث)

وبر این اساس است که میتوانیم بگوییم "زنده بودن زندگی می خواهد ،زندگی بندگی نیست "(دکتر عاملی تهرانی)واین زندگی افراد آزاده می طلبد تا

ترا ایزد آن زور و مردی که داد            - برو بازو وچنگ و فر ونژاد

بدان داد تادست فریاد خواه     -                بگیری بر آری زتاریک چاه

(در مطالب بعدی به بایسته های اقتدار ایران خواهیم پرداخت )

         پاینده ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 1:44  توسط کیان مهر  | 
شیر نماد اقتدارایرانیان
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 23:40  توسط کیان مهر  |