
چند روزی است که سرزمین ایرانی تبار بحرین سوژه ی رسانه ها شده، شریعتمداری ژورنالیست و مدیر مسئول روزنامه کیهان به گفته ی خویش از سوی مردم ایران وبحرین مطالبی نوشته .
اما بر اساس شواهد تاریخی بحرین که از دوران هخامنشیان جزیی از خاک ایران بوده امروز فریاد آزادی خواهی را سر داده و خواهان پایان دادن به دوران سلطه ی استعمار در این کشور شده و به دنبال استقلال و بازگشت هویت خود می باشد.
اعتقادمان بر این است که تمامی ملت های جهان باید از زیر سلطه ی استعمارگران جهانی نجات پیدا کنند .به ویژه ایرانی تباران .این حق هر ملتی است که خود برای خود تصمیم بگیرد و مردم بحرین هم باید خودشان تصمیم گیرنده ی امور خویش باشند .بحرینی هایی که نزدیک به نیم قرن است دچار ظلم و تبعیض شده اند .حکومت دست نشانده ی استعماری بحرین سالهاست که دست به سرکوب مردم بحرین می زند اگر بحرینی تلاش می کرد فارسی صحبت کند سرکوب می شد . در جایی که از او پرسش می شد هویتت چیست ؟اگر می گفت ایرانی مورد اذیت و آزار قرار می گرفت اینها همه سیاستها ی استعماری جهانی باکمک دولت های استعمار ساخته ی عربی در راس آنان حکومت سعودی در عربستان بود عربهایی که با استفاده از چند دزد دریایی و چند شیخ امارات را ساختند بر فرهنگ و هویت مردم دورودان (عراق )تاختند و تلاش باطل کردند تا خلیج همیشه فارس را در راستای سیاست های پلید خویش عربیزه کنند .
ما خواهان بازگشت تمامی حقوق از دست رفته ی ملتهای مظلوم جهان هستیم .
دو خبر :
اول اینکه :با ساخته شدن سد کارون۴ ، ۲۲۰۰هکتار از اراضی جنگلهای بلوط از بین می رود و هم چنین آثار تاریخی متعددی از جمله کتیبه های دامنه ی کوه نیز در زیر گل و لای مدفون می شود.
دوم اینکه : در آستانه ی قرار گرفتن شهر تاریخی یزد در فهرست جهانی یونسکو با تخریب بخشی از بافت تاریخی بزرگترین شهر تاریخی ایران وساخت کتابخانه ی بسیج وکلانتری در آن مکان نام این شهر در آستانه ی خارج شدن از فهرست قرار گرفت .

به نقل از اخبار امروز:
مسکو، 6 تیر، خبرگزاری «نووستی»/ از اوایل این هفته تهران استقرار نیروهای فدایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در مرز با عراق و جنوب کشور آغاز کرد.
طبق اطلاعات سایت DEBKA که نزدیک به منابع نیروهای امنیتی اسرائیل است، مقامات ایرانی نگران استقرار پیاده نظام نیروی دریایی آمریکا در سواحل کشور هستند که می توانند معادن نفت در استان خوزستان را تحت اشغال در آورند.
پیش بینی می شود که در صورت آغاز حمله گسترده نظامی، فدائیان حکومت مانع پیشرفت نیروهای آمریکا و انگلیس در ایران شوند. علاوه بر این اطلاع داده می شود که طی روزهای 24 و 25 ژوئن گروهی از فدائیان حکومت از هلی کوپتر با چتر در مناطق جنوب عراق فرود آمدند.
روز گذشته منبعی آگاه در وزارت دفاع انگلیس اطلاع داد که نیروهای سپاه پاسداران ایران وارد عراق شده اند تا در آنجا به نظامیان انگلیسی در این کشور حمله کنند.
علاوه بر این روز 6 تیر نیز در ایران سهمیه بندی بنزین به اجرا در آمد.
بعقیده کارشناسان DEBKA، این تدابیر، یعنی استقرار فدائیان حکومت در جنوب کشور و محدودیت خرید بنزین حاکی از اطمینان مقامات ایرانی از این است که جنگ با آمریکا ناگزیر خواهد بود.
جشن تیرگان
از جشن های پر ارج ایرانزمین است ،نیز نام فرشته ای است که اهورا وی را نگهبان باران ساخته است هم در این روز بود که ستیز دیرینه ایران و توران به سود ایران به آشتی انجامید .گویند بگاه شاهی منوچهر رای بر این قرار گرفت که بین ایران و توران آشتی در گیرد پس گفتند یکی از مردان ایرانزمین از فراز کوه تیری به سوی توران رها سازد ،هر جا که آن تیر فرود آمد مرز ایران و توران باشد .
آرش قهرمان قوی دست و آزاده ایرانی را بدین کار بر گزیدند او بر فراز کوهی در مازندران شد و با نیروی هر چه زیاد تر زه کمان را بر کشید وسپس تیر را رها ساخت .

تیر دور ،وبسیار دور رفت و بر آن سوی جیحون فرود آمد پس همان گونه که گفتگو شده بود آنجا مرز ایران و توران شد ،آرش که در این کار بزرگ همه نیروی خود را بکار برده بود گزند بسیار دید و در گذشت و نیز گویند که خداوند فرشته ی باد را فرمود تا تیر "آرش " را بر گیرد و بدان سوی جیحون گذارد مبادا از ایرانزمین ،سرزمین اهورا ذره ای جدا گردد .
پس تیرگان روز قهرمانان ،آسواران و ژوبین افکنان می باشد. در این روز باید آرش قهرمان را ستود و قوی دستی و نیرومندی میهن پرستی را که آئین آرش بود ستایش کرد و برای یاران آرش چکامه ها و سرود ها ساخت.
همچنین جوانان تهرانی با بستن چند خیابان و اتوبان وسوزاندن لاستیک اعتراض خود را به این موضوع و اقدامات حاکمیت فرقه ای جمهوری اسلامی نشان دادند
اعتراض ها کماکان ادامه دارد و فضای شهر تهران ودیگر شهرها به شدت امنیتی است .
بر اساس مشاهدات موجود این اعتراضات امشب نیز ادامه خواهد داشت.
برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید
پاینده ایران
« بسم الله الرحمن الرحيم،من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعهاي را كه ملت به ما سپرده، به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوا را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمات به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم»
«نگاهباني از دستاوردهاي انقلاب اسلامي، رعايت امانت و تقوا در انجام وظايف نمايندگي، پايبند بودن به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت، مدّ نظر قرار دادن استقلال كشور و آزادي و مصالح مردم در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها» از بديهيترين وظايف نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي است كه براي انجام اين وظايف، در برابر قرآن مجيد و با تكيه بر «شرف انساني» ، به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنند. متأسفانه برخي از نمايندگان، گويي سوگند خويش و وظايف نمايندگي را فراموش ميكنند ... طي سالهاي اخير ، چنانكه مسوولان كشور، بخصوص مقام معظم رهبري و نيز مسوولان دولت سابق و دولت كنوني بارها گفتهاند، دشمنان براي ايجاد اختلافات قومي و مذهبي ، و ايجاد بيثباتي درايران تلاش گستردهاي را سامان دادهاند. بركسي پوشيده نيست كه رمز پيروزي ملت ايران ـ چه در انقلاب اسلامي و چه در جنگ تحميلي و چه بعد از آن ـ وحدت ملي يا به تعبير امام راحل، «وحدت كلمه» بوده است. براي تضعيف وحدت ملي و درهم شكستن وحدت كلمهي ملت ايران، ايجاد اختلافات قومي، خطكشي و مرزبندي قومي ميان ملت واحد ايران و ترويج و تحريك احساسات قومي، و ايجاد شكاف و اختلاف ميان اقوام ايراني، از راهبردهاي شناخته شدهي دشمن است. طي سالهاي اخير، دشمنان ملت ايران، در اين زمينه فعاليت گستردهاي را سامان داده و تشكلها و محافل و مطبوعاتي را به صورت آشكار و پنهان و در پوشش «دفاع از قوميت!» در داخل و خارج از كشور تشكيل دادهاند...
جريان بيگانهگرا و ضد وحدت ملي در آذربايجان كه در نزد عموم به جريان پان تركيسم معروف است و عملكرد آن طي سالهاي گذشته، نشان ميدهد كه يك جريان ضد ملت و تجزيه طلب است، براي فريب افكار عمومي و اشخاص سادهلوح ، ماسك «دفاع از آذربايجان!» را بر چهره زده است. اين جريان كه ماهيت ضد ايراني آن بر هوشياران پوشيده نبود، در خرداد 1385 ، ماسك خود را از چهره برانداخت و با حمايت كشورهاي خارجي، با ورود به فاز آشوب و اغتشاش و آتش زدن اماكن و اموال عمومي و برهم زدن امنيت مردم ، چهرة كريه خود را آشكار و عريان كرد. امروز ديگر براي مردم آذربايجان و بخصوص دستگاههاي دولتي و حكومتي، وابستگي اين جريان به بيگانگان و ارتباط گردانندگان آن با خارج از مرزها ، اثبات شده است.
جريان ضد ميهني ياد شده، طي سالهاي اخير براي رخنه در درون دستگاههاي نظام تلاش كرده كه البته ناموفق بوده است. با اين همه، افرادي از اين سازمان بيگانهگرا، همواره براي ارتباط با برخي نمايندگان آذربايجان در مجلس مأموريت داشته و كوشيدهاند تا آنها را تحت تأثير قرار دهند، افراد سازمان بيگانهگرا، در ملاقات با برخي نمايندگان، به شيوهاي منافقانه، ضمن نفي ماهيت تجزيهطلبانه خود، تلاش كردهاند تا اگر چه در سطحي نازل، حمايت آنان را جلب كرده و در درون حاكميت، براي فعاليتهاي تفرقهافكنانه و ضد ميهني خود چتر حمايتي بسازند...
اكبر اعلمي (نماينده مجلس) ، كه عملكرد وي در سالهاي نمايندگي براي مردم و «شوراي نگهبان قانون اساسي» شناخته شده است، با جرياني كه اغتشاشات خرداد 1385 را ايجاد كرد، پيوند يافته است. عملكرد وي طي چند سال اخير در ارتباط با جريان ضد وحدت ملي در آذربايجان به گونهاي بوده است كه جز حمايت سياسي از اين جريان معنايي ندارد. بخصوص عملكرد و مواضع اكبر اعلمي دربارة اغتشاشگران خرداد 1385 در آذربايجان و تداوم حمايت وي از دستگيرشدگان آشوبها قابل بررسي است. به عنوان نمونه؛ پس از دستگيري يكي از برهم زنندگان امنيت مردم اردبيل در خرداد 1385 ، كه شغل قصابي داشته و تاكنون زنداني است، اعلمي در گفتگو با خبرگزاري ايلنا، وي را «از دستاندركاران مطبوعاتي اردبيل!» معرفي كرده و براي آزادي وي تلاش ميكند.
پس از وقوع اغتشاشات اول خرداد 1385 در تبريز، اعلمي براي آزادي كساني كه امنيت عمومي را بر هم زده بودند، تلاش نموده و سپس طي ملاقات با عوامل آشوبگر در زندان، از آنان حمايت سياسي به عمل ميآورد.وي در مقام يك نمايندة مجلس، به جاي تشكر و قدرداني از نيروي انتظامي و بسيجيان دلاور آذربايجان كه با عمل به وظايف قانوني، شرعي و ملي خويش، ماشين اغتشاش بيگانهگرايان را متوقف كرده و امنيت مردم را تأمين كردند، از بسيجيان به عنوان «نيروي خودسر» نام ميبرد و آنها را «عامل هتك حرمت شهروندان» معرفي ميكند!؟
خرداد 1385 ميگذرد، اما باز هم اكبراعلمي در خرداد 1386 از كساني كه قصد بر هم زدن امنيت مردم آذربايجان را داشتهاند، به شكلهاي مختلف و حتي با خرج كردن از پيشينة مردم آذربايجان دفاع ميكند، در حالي كه نيروي انتظامي و دستگاههاي امنيتي و دلاوران بسيجي، توطئه جريان بيگانهگرا را براي تكرار اغتشاشات خرداد 85 درنطفه خفه كردهاند و شايستة تقديرها و سپاسگزاريها هستند، اعلمي طي نامهاي به رييس قوة قضائيه به توجيه فعاليتهاي ضد وحدت ملي بيگانهگرايان ميپردازد و مينويسد : «ممكن است دستگير شدگان نوعاً به دليل عشق و علاقه وافر به زبان [!!] ... هويت قومي و يا جريحهدار شدن احساسات خويش [!!] ... و رفع برخي تبعيضهاي فرهنگي و اقتصادي ، احتمالاً [!؟] مكنونات قلبي ... خود را با حضور در راهپيمايي و اجتماعات مسالمتآميز [!!] و ... بروز داده باشند... و چه بسا در ميان آنها كساني هم باشند كه علايق آنها در شكلي افراطي تظاهر يافته باشد، ... اين افراط را نيز بايد مولود عملكرد و گفتار كساني دانست كه ...»
و علاوه از سعي براي توجيه اعمال بيگانهگرايان و اختلاف افكنان براي رييس قوه قضائيه ، بازهم در 15 خرداد 86 به زندان تبريز ميرود تا با كساني كه سوابق فعاليتهاي اغلب آنها در اقدام عليه امنيت داخلي براي قوه قضائيه و نهادهاي امنيتي روشن است، ملاقات كند و سپس اخبار اين گونه اقدامات را براي حمايت از بيگانه گرايان و يا فريب افكار عمومي در اختيار برخي خبرگزاريها قرار دهد و اعلام كند كه : «با پيگيريهاي به عمل آمده از سوي اكبر اعلمي و با دستور مساعد آيت ا... شاهرودي، بيش از 100 نفر از بازداشت شدگان آزاد شدهاند.»
آيا قوه قضائيه ، اقدام كنندگان عليه امنيت مردم را با پيگيري يك نماينده آزاد ميكند؟!
چرا قوة قضائيه و بخصوص دادگستري آذربايجان شرقي در قبال اين سخنان سكوت كرده است؟
در هر حال، موضع اعلمي روشن است: «وي از كساني كه امنيت مردم آذربايجان را برهم زدهاند، حمايت ، و حتي اعمال كريه و زشت آنها را با مطرح كردن مسايل و علايق قومي توجيه ميكند. اما فرزندان قهرمان آذربايجان بخصوص بسيجيان را به عنوان عاملان هتك حرمت شهروندان معرفي مينمايد.» ناگفته نماند كه مواضع اعلمي با استقبال جريان تجزيهطلب خارجنشين نيز روبرو شده و در سايتهاي گروهكهاي ضد ايراني با آب و تاب منتشر شده است.
در پايان انتظار ميرود، نمايندگان انقلابي و ميهنپرور آذربايجان در مجلس، در مقابل كساني كه از آشوبگران و برهم زنندگان امنيت مردم آذربايجان حمايت كرده و تأمين كنندگان امنيت مردم بخصوص بسيج را ـ كه امام راحل همواره مسوولان را به حمايت از آن توصيه كرده ـ تضعيف ميكنند، سكوت نكنند.
«شوراي نگهبان قانون اساسي» كه مطابق قانون، احراز صلاحيت نامزدهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي را برعهده دارد، شايسته است، مواضع و عملكرد كساني را كه با شگردهاي مختلف، وحدت ملي را تضعيف ، و از تفرقهافكنان و تجزيهطلبان حمايت ميكنند، با حساسيت و جديّت دنبال كرده و اجازه ندهد چنين كساني به حريم مقدس «خانة ملت» وارد شوند...
مردم قهرمان آذربايجان، بارها و بارها در راهپيماييها و همايشهاي مختلف نشان دادهاند كه نه تنها از دستگاههاي مسوول، نيروي انتظامي و بسيج در مقابله قاطع و قانوني با بيگانهگرايان و اغتشاشگران حمايت ميكنند، بلكه فراتر از آن، در فرصت مقتضي خود وارد ميدان شده و با برهم زنندگان امنيت مردم مقابله ميكنند. مشاركت گستردة بسيجيان در جنگ تحميلي، در نبرد با عوامل بيگانه در كردستان ونقاط مرزي از زمان جنگ تحميلي تاكنون، و سركوب اغتشاش گران و تجزيهطلبان در آذربايجان، معنايي جز همكاري مردم با نهادهاي مختف و نيروهاي مسلح در تأمين امنيت ملي ندارد، روشن است كه متهم كردن نيروهاي مسلح و بسيجيان به «هتك حرمت شهروندان» نيز چيزي جز همنوايي با جريانهاي ضدانقلاب و وارونه ديدن مسايل نيست. دهها هزار بسيجي، خون پاك خود را در راه حفظ نظام جمهوري اسلامي، تماميت ارضي ايران و امنيت ملي نثار كردهاند و امروز، تضعيف بسيج و زير سؤال بردن آن و توجيه عملكرد بر هم زنندگان امنيت مردم و حمايت سياسي و تبليغاتي از آنان به شكلهاي مختلف، آيا معنايي جز دچار انحراف شدن و همنوايي با دشمن دارد؟