آزادی ارزان نیست
Freedom is not fre e
برگی از روزنامه ی اطلاعات در اوایل انقلاب ...
دیدار تاریخی کنسول روس و ستار خان
به مناسبت سالروز مشروطیت
ای شهیدان وطن خیزید ،وقت خواب نیست دوره ظلم و جفا و جور و استبداد نیست
حضرت ستار چون سام نریمان آمده است شکر،جای کفر استبداد،ایمان آمده است
روز از نیمه گذشت به ستار خان گفته شد که ساعتی بعد حاج محمد قره داغی ،شیخ حسن آقا و محمد علیخان ناطق در انجمن حقیقت در انتظار او هستند .بی آنکه به یارانش چیزی بگوید ،به انجمن رفت .می دانست که وجود او در سنگر ها موجب قوت قلب مجاهدین است .در انجمن حقیقت جز سه تن از هم شهریانش ،پاخیتانوف ژنرال کنسول روس و مترجمان او حضور داشتند .کنسول روس چنین آغاز کرد:
شما مرد شجاع و با شهامتی هستید،آنقدر شجاع که می خواهید با یک حکومت مقتدر بجنگید
_ستار خان چیزی نگفت
مجاهدین امیر خیز هر چقدر هم که قدرتمند باشند از عهده ی لشکر دولتی بر نمی آیند .اگر یک شیر قوی پنجه را با یک بره ی کوچک روبرو کنند پیداست کدامیک از بین می رود.
_ما شیر قوی پنجه ایم و دشمن بره ی کوچک.
می دانید که من همیشه خواهان خوشبختی و پیروزی مردم تبریز بودم .
_سایه ی شما کم نشود.
و حالا می خواهم مردم تبریز در اسایش و آرامش به سر برند .
_ستار خان سر تکان داد .دود باروت رنگ چهره اش را کدر کرده بود ،اما دو چشم تابناک او در میان صورت تیره فام و مردانه اش می درخشید .باز هم سکوت کرد .
می دانم که شما و مجاهدین هم محله تان برای جان خود می جنگید.
_خیر برای ایران می جنگیم و برای مجلس مشروطه.
پاسخهای دندان شکن ستار خان آزادی خواه ،نماینده ی تزار روس را زبون و بیچاره کرده بود .پاخیتانوف چون دید مقدمه چینی بی فایده است به اصل مطلب پرداخت .
می دانید که روسیه همسایه ایران است و ما با این کشور رابطه ی بازرگانی داریم .این رابطه بیشتر مربوط به آذر بایجان و تبریز است .دهها بازرگان روسی در تبریز مشغول به کارند .اگر در تبریز شورش و آشوب به پا شود ،تجار روس نمی توانند به کارشان برسند.خواهش من از شما این است که به سپاه دولتی حمله نکنید تا کارها با مذاکره و گفتگو حل شود.
_در حال حاضر ما به هیچ کس حمله نمی کنیم و فقط جلو تجاوز رامی گیریم و دفاع می کنیم .
پس قول می دهید که دیگر نجنگید؟
_اگر همه ی خواسته هایمان عملی شود بله قول می دهم .
بنابر این از فردا نخواهید جنگید؟
_اگر تا فردا تمام خواسته هایمان عملی شود ما هم نمی جنگیم.
یکروزه که نمی شود کاری انجام داد .مگر شما نمی گوئید حمله نمی کنید؟
مجاهدین امیر خیز را به شورش تحریک نکنید ،منهم در عوض پیش این آقایان به شما قول می دهم که بین شما ودولت میانجی شوم وهمه ی مجاهدین امیر خیز را باکسانی که با آنها سر جنگ دارند آشتی بدهم .بالاخره هرچه باشد صلح بهتر از جنگ است .
_از من به دولت بگوئید مجلس را باز کند تا ما هم صلح کنیم .
پاخیتانوف بدون اخذ نتیجه و با دلی پر از درد از ستارخان خداحافظی کرد و رفت...
منبع:تاریخ ده هزار ساله ی ایران (عبدالعظیم رضایی)
پاینده ایران