نامه دیپلماتیک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به سران شورای همکاری
خلیج فارس(منهای بحرین)
در این نامه که متن انگلیسی آن بطور کامل در تارنما آمده و متن کامل فارسی آن فردا درج خواهد شد به شیوه نوش و نیش کشورهای عرب شورای همکاری به راه درست دعوت شده اند. در این نامه ضمن اشاره به ضرورت و علاقه ملت ایران "به همزیستی مسالمت آمیز و نیز فزودن بر امکانت همکاری میان کشورهای همسایه "هشدار جدی داده شده است که در صورت ادامه روند فعلی "ملت ایران نوع و کیفیت نگاه و سطح روابط با همسایگان عرب خود را مورد بازبینی جدی قرار خواهد داد."
در این نامه اشاره شده است "مردمان گیتی به ویژه همسایگان بحر آنکه کنار هم به شادی بزیند می بایست بحر یکدیگر نیکی بخواهند و از کینهای نابجا و بدخواهیها بپرهیزند" در ادامه بصورت جدی به اعضای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده شده است که "ایرانیان نمتوانند ادعا های بی پایه نسبت به سرزمین و شرف و تمامیت ارضی و هر وجب از خاک پاک ایرانزمین که به خون پاک هزاران شهید سرفراز تاریخ آبیاری شده است برتابند."در صورت ادامه این روند "پای به میدان گذاریم و پاسخی دندان شکن بر دشمنان خود دهیم "
قابل توجه است که این نامه پیش از اظهارات اخیر العطیه نوشته شده است.
طی تماسی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اعلام کرد با توجه به وقایع جاری طی پیامی دیگر راهکارها و برنامه های آتی خود را در راستای دفاع از حقوق ملت ایران اعلام خواهیم کرد وهمچنین ایشان درمورد ابوالفضل عابدینی عنوان کردند "ما همه افراد یک خانواده ایم و بی شک ما افراد خانواده خود را فراموش نخواهیم کرد."
متن انگلیسی نامه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
In the name of the Lord of life and wisdom
Respectable ambassador of... government in Iran,
Kindly, I would like to let you know, as you are already aware, that governments’ embassies are formal windows for nations to communicate with one another and a place for making efforts to improve friendship. Thus I, “your well-wisher”, as a member of the great Iranian society which belongs to the noble Iranian nation who owns its national will, am directing my words to the embassy of our friend country which is also a member of the (Persian) Gulf Cooperation Council, clear away from any formal diplomatic governmental relations, in order to communicate a series of prominent issues to you.
Considering “your well-wisher’s” interest in peaceful coexistence, and improving cooperation among neighboring countries especially between Iranian nation and the Arab governments of the Persian Gulf region, I deem it necessary to mention a few points whose being neglected will make Iranian nation seriously review the kind and quality of its view upon and depth of relations with Arab neighbors.
Respectable ambassador,
As the fair people and those aware of the situations say, and probably you would say so considering the optimism associated with you, Iranians as a culture and civilization creating nation, have carried out a prominent role in the history of mankind civilization. They have always tried to safeguard and spread traits of freedom. They have loved and respected their neighbors. They have been content with what they have had. This is the essence of Iranian culture.
But It has been a while that under the effect of several elements, some Arab governments have adopted a hostile approach towards Iranian nation, much to our surprise is that the United Arabian Emirates express claims over the ownership of Southern Iranian islands. Some other Arab governments, including the government you represent, have repeatedly supported these baseless claims, contradicting friendship routines between Iranians and Arabs. The knowledgeable deem it necessary to warn against the critical aftermath of such a process. Of the disadvantages of this trend is that it adds up to mistrust, bearing a bitter fruit. Naturally, if this trend is strengthened, the situation gets deteriorated. To injure some one when there is no way out is a wise thing to do. To sow the seeds of hatred in the neighbor’s garden is to set fire to your own harvest. It is planting winds and reaping tornados.
People of the world, especially neighboring countries, have to wish well for one another if they want to coexist happily. They must avoid unnecessary hatred and malevolence. To observe the limits and heed the facts and truth is the correct way of behavior. Trying to cover the sun of truth is not wise, and brings about stupidity.
Iranians and Arabs have long coexisted. They have tasted sweet and bitter history together. They follow the same religion, and today they are neighbors. We wish the best for out neighbors. We wish them to grow and develop.
It is a duty upon the shoulders of Arab men of knowledge and wisdom, as well as politicians, to forge along the right way. It is good to uproot this source of conflict. If this goal is met, a bright future can be envisioned for the region, while the power of Iranian nation will remain the best and safest support for neighboring nations.
But I resolutely assert if such goal is not met, and if the conspiracies and baseless claims or their support keeps going on, it will be quite natural if Iranian nation requests its diplomatic body to seriously review its type and depth of relations.
“Your well-wisher” seriously warns you as well as other Arab friends about the unfortunate aftermath, so that you will stay away of such conspiracies and greed, in order to avoid unfortunate events. If previous trends are insisted and not corrected, you have to know that Iranians will not tolerate baseless claims and greedy intentions towards their territory, honor, and territorial integrity of their land whose every corner has been irrigated with the pure blood of thousands of martyrs throughout the history. If the same trends are followed, we will take into the field and defend our rights to the last breath. It is clear that suitable reactions will be shown to your deeds now on. We are true friends, but robust and invincible enemies. Iran is not empty of heroes.
I told you all the words of wisdom. I hope the knowledgeable of Arabs will see the moon.
Hojjat Kalashi
From the youth of Pan-Iranist Party
لازم به ذکر است این نامه به سران کشورهای حاشیه خلیج فارس ارسال خواهد شد
پاینده ایران

یلدا
در روز شمار ايرانيان باستان هريك از سيروز ماه را نامي است كه نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست ، ايرانيان باستان در هر ماه كه نام روز با نام ماه برهم منطبق و يكي ميشدند آن را به فال نيك گرفته و آن روز را جشن ميگرفتند ، اغلب جشنهاي ايرانيان آريايي چه آنهايي كه امروز برگزار ميشوند و چه آنهايي كه فراموش شدهاند ريشه در آئين كهن زرتشتي دارد، به قول پرفسور مري بريس شادي كردن، تكليفِ دلپذيرِ ديني اين جماعت است. در كتيبههاي هخامنشي هم شادي و جشن وديعهاي الهي «اهورايي» خوانده شده است. پيوند ايرانيان آريايي قبل از اشو زرتشت با ايزدان خود نه برپايه جهل و ترس از آنان بلكه براساس مهر و دوستي استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتي عطا شده به آنان به جشن (يَزَشْنْ = نيايش شادمانه) ميپرداختند وآنان بايستي با خشنودي و شادي و پايكوبي (نه غم و سوگ و گريه وزاري كه از صفات و علامات اهريمني ميباشد) و در عرصه روشنايي و آگاهي به نيايش و ستايش ايزدان ميپرداختند.
یکی از جشنهای بسیار با اهمیت در میان ایرانیان، مراسم شب یلدا یاهمان شب چله است. مراسمی که ایرانیان خود را مقید به اجرای آنمیدانند و در هر نقطه از ایران و حتی در خارج از ایران که تعداد محدودی از ایرانیان نیز در حال زندگی کردن هستند، این مراسم همچنان اجرا می شود و به دست فراموشی سپرده نشده است.
تاریخچه شب یلدا یا چله
شب یلدا را شب تولد خورشيد و آغاز خلقت می دانند. در باور ایرانیان " يلدا "، شب تولد خورشيد است. طولانی ترين شب سال سپری می شود و تاریکی که تا دیروز در روزهای سرد و تاریک بر نور غلبه یافته بود جای خود را به نور می دهد .از این پس روز طولانی تر و شب کوتاه تر می شود و نور بر تاریکی غالب می آید و دوره سیاهی ظلمت و تباهی پایان می گیرد.
پاینده ایران

سرباز هخامنشی
(بخش دوم)
پی گیری یک پرونده
حراجي كريستي توانست سر سرباز هخامنشي را با قيمت 580 هزار پوند(يك ميليون و ۲۸۴دلار)به فردی ناشناس بفروشد. اين اتفاق درحالي است كه حاکمیت فرقه ای جمهوری اسلامی و به ويژه سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري در پيگيريهاي حقوقي نتوانست از طريق قضايي اين اثر را به موطن اصلي خود بازگرداندو پس از آنکه تقریبا هم تراز با قیمت این شی ارزنده خرج وکیل داد باز هم اثری از آن مشهود نشد.این در حالی بود که دادگاه انگلیسی در اقدامي متعجبانه و با استناد به قانون كشور فرانسه-كشوري كه 30 سال اثر تاريخي ايران به صورت غير قانوني در آن نگهداري شده بود- حكم به عدم بازگشت اين اثر به ايران داد اما ابهام قابل توجه در اين پرونده بينالمللي اين است كه چرا دادگاه انگلستان به قانون كشوري كه اثر از آن دزديده شده يعني ايران استناد نكرده و حكم خود را با استناد به قوانين كشورفرانسه، كه 30 سال اثر در آن نگهداري ميشده صادر كرده است.
نکته:طبق قوانین حقوقی سرسرباز چون از پيكرهاش جدا شده اثري غير منقول به حساب ميآيد و بايد براساس قوانين بينالمللي اين شي به كشور بازگردد، اگر دادگاه ميپذيرفت كه اثر غيرمنقول است بايد طبق قوانين ايران مورد بررسي قرار ميگرفت. اما دادگاه انگلیسی اعلام كرد كه اين اثر اثري منقول است.
اين در حالي است كه سرسرباز هخامنشي از پيكره سرباز جدا شده است. اما استدلال دادگاه انگلستان اين بوده كه اگر شي به ديوار يا پيكره نصب بوده اثر غيرمنقول به حساب ميآيد و هر وقت از پيكره جدا شود منقول است. اين در حالي است كه كارشناسان و وكلاي ايراني معتقدند كه اگر كل پيكره سرباز از پلكان جدا ميشد، اثر غيرمنقول به حساب ميآمد. متأسفانه دادگاه انگلستان با ادعاهاي نه چندان كارشناسي خود اعلام كرد كه سرسرباز هخامنشي اثري منقول است و با اين نظر ادامه بررسي پرونده را براساس قانون فرانسه انجام داد.
براساس قوانين فرانسه اگر شي تاريخي به صورت غيرقانوني در اختيار يك نفر باشد اگر با حسن نيت باشد، يعني اعلام كند كه شي را در اختيار دارد بعد از سه سال فرد مالك قانوني شي ميشود و اگر بدون حسن نيت باشد بعد از 30 سال فرد نسبت به آن شي مالكيت قانوني پيدا ميكند. گويا مالك فرانسوي سر سرباز هخامنشي با آگاهي كامل از اين قانون بعد از 30 سال اقدام به فروش اين اثر تاريخي ميكند و دادگاه هم براساس همين قانون حكم به رد استرداد صورتك هخامنشي به ايران ميدهد.
خانم برنت در سال 1974 سر سرباز هخامنشي را از يك حراجي با عنوان" حراجي ساتبي نيويورك" ميخرد و اين فرد اين اثر دزديده شده را به مدت 30 سال در اختيار خود نگه ميدارد. وي بعد از گذشت 30 سال،
در مارس 2005 ميلادي تصميم به فروش آن از طريق حراجي كريستي ميكند، و ايران درست در همين زمان متوجه حراج اثر تاريخي ميشود كه سالها پيش از پله شماره 19 از پلكان شرقي كاخ آپاداني تخت جمشيد دزديده شده بود.
به هر جهت دادگاه انگلستان در تاريخ 30 دي ماه سال گذشته شكايت ايران درخصوص بازگرداندن سنگ برجسته سر سرباز هخامنشي به كشور را رد كرد و همچنان مالكيت اين شي را به خانم برنت فرانسوي سپرد.
پاینده ایران

پاینده ایران
به نام خداوند جان و خرد
ملت شریف ایران
ما فرزندان وطن پرست ایران زمین و فدائیان این آب و خاک ,بنا به ضرورت های تاریخی و با در مسوولیتهای ملی ,در این شرایط خطیر,عصر نازک و وقت خطرنا ک,که دشمنان موجودیت ملی وتمامیت سرزمینیمان را با شدت و حدت بیشتر نشانه رفته اند,در راستای حرکتهای اصولی خود مطابق با منافع ملی و پیش از آنکه آب بلندیها گرفته و خرابیها بیش از این ببارآرد و کار از کار بگذرد,بنام ملت ایران مسوولیت دفاع از حقوق ملی در خلیج فارس و جزایر ایرانی آن را در مقابل تمام توطئه ها به عهده میگیریم و به تمامی بدخواهان ایران زمین زنهار می دهیم که نیت مبدل کنند و به آسایش ملتها و انسانها بیاندیشند و بکوشند و اگر جز این کنند و به بدی روی آورند به یاری پروردگار تیرهای زهردارشان را به قلبشان باز خواهیم گرداند,که این سرانجام بدخواهان است.
از چشم حقیقت جویان و نیک اندیشان منصف بدور نیست که ملت ایران در درازای تاریخ خواستار همزیستی مسالمت آمیز و سازنده با همسایگان خود بوده و این فراز بلند حکمت دار را که :"همه عالم چون تن خویش خواه"بدیده داشته و در ملک و دیار دیگران ادعایی نداشته است.بالاتر آنکه وطن پرستان ایرانی و نیز تحول خواهان در چند سده ی اخیر در کنار خواست سربلندی ایران کوشیده اند که این خواست را با سربلندی و رشد و ترقی دیگر مردمان و بویژه کشورها و مردمان همسایه همرا کرده و پیوند زنند.
اما اندک تاملی دست کم در چند دهه اخیر به خوبی نشان می دهد که رویه ی همسایگان نه چنان بوده است بلکه اغلب نیتی شوم مقدمه ی عمل های خود کرده اند و چه به اصطلاح قهرمانهایی که به ناحق و ناروا نطق های آتشین بر علیه ایران و موجودیت آن را دست مایه ی بی مقدار ,محبوبیت و مشروعیت کذایی خود قرار داده اند و آن دگرانی که هر کجا آتشی برخرمن ایران و ایرانی دیدند نفت آن مهیا کرده و هیزم کش آن شده اند و به برانداختن نسل ایرانی مشتاق که ایرانی را "ابتر بودن "می خواستند.از عبدالکریم قاسم رئیس جمهور به اصطلاح دولت عراق تا عبدالناصر رهبر انقلابی مصر ,از صدام حسین رهبر حزب راسیسم بعثی تا خاندان آل سعود در شبه جزیره ;آواز ناخوشایند "خلیج عربی"سردادند و از همه شگفت تر آنکه دولت به حقیقت نامتحد امارات متحده عربی ,که از به ظاهر اتحاد دزدان دریایی با کمک ,زور و تلاش بریتانیا در سال ۱۹۷۱ بعنوان اسم بی مسمی و بی حقیقت که تنها قوانین ,تشریفات و تعارفات بین المللی حافظ و نگهدارنده ی نام آن بعنوان یک دولت است,بر پهنه ی منطقه تحمیل شد,به همراه دوستان عرب خود که هویت و موجودیت بسیاری ازآنها نیز محل هزار اما واگر و انکار بود,ادعای واهی خاک ایران کرد که حتی طرح این ادعا از این موجودیت معلوم الحال وهنی بود بر دامن شکوه واعتبارو منزلت ملت ایران .
همگان دیدند که چگونه ان هنگام که آن سرباز خون آشام و دست پرورده ی استعمارگران هوس قادسیه دوم کرد تا به اصطلاح و بنا به ادعایی بی پا,"رهایی امت وعرب و تمامی سرزمین عربی"را محقق سازد,دیگر همسایگان عرب ,گویا عبارت آن "عربی فصیح "را نخوانده بودند که در کنار متجاوز قرار گرفتند و کوشیدند به قلم و قدم, به سرباز و سلاح و پرداخت هزینه های کلان جنگ ,دست برادر خود که بدتر از برادران یوسف بود بگیرند و این تجاوز و تعدی را تایید کرده و خود یاور گرگ شوند و ناقوس قافله ی مرگ بصدا درآورند.
عربستان و کویت در هشت سال دفاع مقدس رکن وپایه ی اقتصادی صدام متجاوز به خاک ایران بودند.در حالیکه شعله های آتش جنگ اکثر نواحی ایران را فراگرفته بود,شش کشور حوزه ی خلیج فارس در سال ۱۹۸۱ شورای همکاری خلیج (فارس)را با جهت گیری امنیتی تشکیل دادند,که اعضای این شورا کمک های قابل توجهی را در جنگ هشت ساله متوجه صدام کردند.در مجموع دولتهای عرب خلیج فارس بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در این جنگ به صدام یاری رساندند که بیش از ۳۰ میلیارد آن را عربستان قدرت اصلی این شورا پرداخت کرد.در پی حادثه خونین مکه در سال ۱۹۸۶ به جز دولت عمان بقیه ی کشورهای عضو شورای همکاری ایران را محکوم کردند و هنگامی که تاسیسات نفتی عراق آسیب دید ,کویت و عربستان روزانه ۳۰۰ هزار بشکه نفت از جانب عراق به فروش می رساندند .عربستان امکاناتی برای دولت بعثی فراهم کرد,تا از طریق لوله های نفتی ,روزانه ۱/۵ بشکه نفت به ساحل دریای سرخ حمل شود.عبدالله بشاره دبیرکل شورای همکاری خلیج(فارس)پس از شکست محاصره آبادان در مصاحبه با خبرنگاران گفت:"کسانیکه می گویند شورای همکاری می تواند برای پایان دادن به جنگ کوشش کند,حرفشان غیر عملی است ,ما چگونه درمساله ی میانجیگیری کنیم که خود در آن هستیم..."
این شورا که هم نام هم جهت گیریش بر علیه ا یران بوده است,تا کنون بیش از ۲۰ بیانیه بر علیه تمامیت ارضی ایران و تایید ادعاهای واهی و تجاوز کارانه امارات متحده عربی صادر کرده است.دولت امارات متحده عربی و دیگر متحدانش چندی است که از وضعیت ناهنجار و نابسامان بین المللی ایران بیشتر بهر گرفته و بر تحرکات تبلیغی و سیاسی خودعلیه ایران افزوده اند.از آنجمله می توان به چاپ نقشه های جعلی دایره المعارف ها ,نفوذ در کتابخانه ها ,موزه هاو انتشارات معتبر جهانی و تولید محصولاتی با نام جعلی خلیج و خلیج عربی و نیز طرح برگزاری جشنواره فیلم خلیج در این اواخر و نیز طرح ادعای مالکیت امارات بر نواحی جنوبی ایران به روشهای مختلف و دسایس گوناگون اشاره داشت.
البته در این گونه حوادث و رخدادها گناه بزرگ بر حکومت ایران است که چنین فضایی را برای شنایش و توطئه ی بیگانگان مهیا کرده است و از واکنش ها و برخوردهای جدی و تاثیر گذار فرومانده و تنها به عکس العمل های ناقص و نمایشی بسنده کرده است.عربستان سعودی در این اواخر بسیار کوشیده است بعنوان زعیم کشورهای عربی در نبود رقیبی جدی وزن خودرا در معادلات بین المللی و منطقه ای افزایش دهد.از این روی حضوری پررنگ در مسایل پاکستان,عراق,افغانستان,لبنان ,فلسطین و کنفرانس اناپولیس داشته و می کوشد با همکاری این شورا در مساله ی پرونده هسته ای ایران نیز گوشه ای از بازی را بدست بگیرد.در این راستاست که شورای همکاری ,در اجلاسی که دردوحه برگزار می شد از آقای احمدی نژاد نیز برا ی حضور در این اجلاس بعنوان ناظر دعوت بعمل آورد و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی از تریبونهای رسمی و غیر رسمی در واکنش به این دعوت ضمن پذیرش آن ,اذعان داشتند که این حضور می تواند به انزوای ایران و جهت گیری های خصمانه و یک جهتی این شورا که علیه ایران است خط بطلان بکشد وپایان ادعاهای واهی آنان نسبت به جزایر را سبب گشته و از تنشهای کلامی و همراهی اعراب با متحدان غربی شان جلوگیری کند.این امر به ظاهر از مقدمه ی درست برخوردار بود ,زمانی می توانست کامل باشد که جمهوری اسلامی تضمینهای لازم را در مورد دوامر از اعضای شورای همکاری دریافت می داشت:
الف:طرحها ,لوگوهاو سایر کارهای تبلیغی در این اجلاس که درآنها واژه ی مجعول خلیج یا خلیج عربی بکار رفته است,یا اصلا نباشد ویا به حداقل ممکن برسد و در اینصورت از چشم دوربینهای تلویزیونی و دوربین خبرنگاران بدور باشد تا تنواند برمحل نشست اعضا سایه بیفکند.
ب:در بیانیه ی پایانی اجلاس هیچ ماده ای که در آن محکومیت ایران بویژه در مورد مساله جزایر مستتر و ملحوظ باشد گنجانده نشود.
اما متاسفانه همزمان با حضور رئیس دولت در دوحه طرح ویژه ی این اجلاس که در قلب آن عبارت مجعول و اهانت آمیز "مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه"نقش بسته بود,در محل نشست اجلاس جلوه گری میکرد و در نهایت آنکه در بیانیه ی پایانی اجلاس ,اعراب در قامتی بسیار بزرگتر از آنچه هستند ,از ایران خواستند نسبت به رفع مشکل هسته ای خود با جامعه جهانی همکاری کند.همچنین ادعاهای واهی خود را تکرار کرده و ایران را غاصب جزایر امارات متحده عربی دانسته و از بی توجهی ایران نسبت به حل این مساله از راه مذاکره اظهار تاسف کردند.آری قلم اینجا که رسید سر بشکست.
این رویه ی همسایگان و دیپلماسی ناپخته و ناتوان دولت,آثاری شوم و البته خطرناک برای حال و آتیه ی مملکت به همراه دارد,بویژه آنکه خبرهایی پراکنده شده است که رئیس دولت با شیخ خلیفه بن زاید امیر امارات پشت درهای بسته در مورد مساله جزایر مذاکراتی داشته است.در صورت صحت این موضوع ,انجام مذاکره آنهم در این سطح ,بدعت سیئه ای بنا گذاشته شده است که در کیش وطن پرستان قابل گذشت نیست و البته خاطیان مستحقق پیگیری و مجازات می باشند و اگر این موضوع بی پایه می باشد بی تدبیری متوجه دستگاه دیپلماسی است که چرا در ساعات اولیه ی پخش این خبر واکنش جدی و موثری از خودنشان نداده است.
ملت بزرگوار ایران ;با توجه به دلایلی که آمد و بصورت مختصر آنکه:
۱)تحرکات جدی و خطرناک کشورهای حاشیه ی خلیج فارس و سابقه ی بر خورد آنها با ایران که به شمه ای از آن اشاره کردیم.
۲)ناتوانی هئیت حاکمه ,از بختیار تا هئیت ها ی حاکمه ی بعداز انقلاب که نشان داده اند از تامین و تشخیص منافع ملی ناتوان هستند
ما این جانسپاران ملت و عظمت ایران اعلام میداریم که از این پس با تمام توان در مقابل توطئه ها و کجروی ها خواهیم ایستادودر این راه اصولی از نثار جان و مال خود ابایی نداریم,اگرچه به هیچ وجه مارآخر را نخست نخواهیم کرد.
در پیام بعدی کارهایی که لازمه ی اقدام جدی است و به مرحله ی اجرا در آمده است به حضر ملت ایران گزارش خواهد شد.
و درنهایت آنکه الف:ما حساب مردم عرب را از حکومتهای دست نشانده و فاقد صلاحیت عربی جدا میدانیم .ما از رشد و ترقی همسایگان خود بویژه در زمینهای فرهنکی خشنود خواهیم شدو البته استقبال خواهیم کرد.چرا که خواست ما داشتن همسایگان متمدن وبا فرهنگ می باشد که به حقوق خود آشنا و قانع باشند.ب:دست تک تک ایرانیان و فرزندان این آب وخاک را در راه پاسدارای از منافع ملی و کلیه ی حقوق ملت ایران می فشاریم وطن پرستان به پیش
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۸۶/۰۹/۱۳ خورشیدی

پیامی از سرور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
با خبر شدیم آقای حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی پیامی به ملت ایران اعلام کردند که از این پس بنام ملت ایران مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و حقوق تاریخی ایران در خلیج فارس و جزایر ایرانی آن را بر عهده می گیرند .
پاینده ایران

پاینده ایران
ملت یا امت!!؟
با توجه به این نکته مهم که در عصری که هم اکنون در آن بسر می بریم این واژه ها و گفتمان ها می باشد که به ادبیات سیاسی معنا می بخشد و جایگاه مسائل و منافع کشورها را در همین واژه ها می توان یافت،بنابراین بهتر است بیشتر با مفاهیم واژهایی چون ملت و امت آشنا شویم تا بتوانیم با دیدی روشن تر به سوی فردا گام برداریم.
واژه ی ملت را می توان از دریچه ها و ساحتهای مختلفی مورد بررسی قرار داد و به آن پرداخت.
در ابتدا می پردازم به واژه ملت در ادبیات روزمره و گفتمان مردم کوچه و بازار که هر روزه شاهد آن می باشیم که برای نام نهادن بر روی تعدادی از افراد نیز از واژه ملت استفاده می نمایند و یا نمونه هایی از این قبیل.....
اما هنگامی که به ادبیات سیاسی باز می گردیم موضوع بحث با دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.اگر بخواهیم ملت را در قالبی کلی و جامع تعریف نماییم از دیدگاه ناسیونالیستی و پان ایرانیستی می توان آن را در چند کلمه و جمله خلاصه نمود که خود ،معنا و مفهومی پر محتوا را در دل جای داده است.
"ملت زنجیره نا گسستنی نسل هاست از گذشته ،حال و آینده ما"
حال با توجه به این تعریف جامع نسبت به ملت می پردازیم به واژه امت و محتوای وجودی آن.جهت پرداختن به این مهم به کتاب اسلام شناسی از علی شریعتی می پردازم تا مشخص شود که این واژگان از کجا شروع به زایش نموده است.در این منبع به تعریف جامعه ایده آل پرداخته شده است و زمانی جامعه ایده آل می شود که امتی باشد. شریعتی می گوید:"این جامعه امت نام دارد . در برابر مفاهیم مشابه که در زبانها و فرهنگ های مختلف،یک گروه بشری یا یک جامعه را می نامند.از قبیل سوسیته(Societe) ناسیون(Nation) نژاد،شعب،قوم،قبیله،طائفه.....کلمه 'امت' حاکی از یک روح مترقی و بینش اجتماعی دینامیک و متعهد و ایدئولوژیک است.امت از ریشه (ام) بمعنی راه و آهنگ است،.....در حالیکه اصطلاحات مشابه،مجتمع،وحدت خاک یا خون و یا اشتراک در منافع مادی را ملاک"اجتماع بشری" گرفته اند. اسلام با انتخاب کلمه امت مسئولیت فکری و اشتراک در حرکت و هدف را فلسفه تشکیل اجتماع خود قرار داده است" و بعد از آن به انسان ایده آل می پردازد که آن را جانشین خدا می داند و......
بنابراین پر واضح و مبرهن است که این واژه کاربردش در کجا و متعلق به کدام زمان و مکان و فرهنگ است برای ایجاد هویت در سرزمینی عاری از تمدن و شهر نشینی که نسخه آن توسط شریعتی و امثال او برای مردم تجویز شد!!!!
با توجه به تعریف های مختصری که تنها جهت دریافت جایگاه این واژگان می باشد پرسش های ژرفی به ذهن می رسد که با توجه به حاکمیت فرقه ای موجود(جمهوری اسلامی) جای بسی تامل بسیار دارد.
*نخست آنکه هنگامی که بنیان یک حاکمیت بر ایدئولوژی مذهبی استوار است و دیدگاه ها و راهبردها با توجه به آن ایدئولوژی شکل می گیرد و بنیان حاکمیت را بر پایه امت استوار می داند چطور می تواند از واژه ی ملت در عرصه های بین المللی و داخلی استفاده نماید؟!!
به عنوان مثال (ملت ایران خواستار اینچنین شرایطی می باشد!!!) و یا (بهشتی یک ملت بود برای ملت ما !!!) البته می توان اشاره ای به سخنان اخیر مقام ریاست جمهوری حاکمیت فرقه ای در عرصه ی بی الملل نیز نمود!!!!
براحتی می توان دریافت که حاکمیت فرقه ای آگاهانه و یا نا آگاهانه ! نادرست از واژگان استفاده می نماید و به معنای ادبیات سیاسی لطمات خسران باری را وارد نموده و می نماید.....
بنابراین بهتر است اگر خسبیده اند بیدار شوند و اگر بیدار هستند خوب گوش فرا دهند که دیگر وقت بخواب رفتن و نشنیدن و ندیدن نمی باشد زیرا ندای سرافرازی پان ایرانیست در جهت ایران بزرگ این اجازه را به هیچ خائنی نخواهد داد.
استفاده از واژگان پان ایرانیستی دارای ارزشی ژرف می باشد که فقط و فقط هنگامی می توان به ارزش و محتوای آن پی برد که حاکمیتی ملی بر سر کار باشد تا با توجه به نیازهای تاریخی ملت ایران،ایران را در جایگاه واقعی خویش قرار دهد.
در غیر این صورت استفاده از ادبیات سیاسی پان ایرانیستی توسط حاکمیت فرقه ای فاقد هر گونه ارزش می باشد و جز ضایع نمودن و بی ارزش نمودن مفاهیم بکر ایرانی دستاورد دیگری را در بر نخواهد داشت.
پاینده ایران
کیان زاد ایرانی


آذر روز از آذز ماه
جشن آذز
آذزگان بر شما خجسته باد
آذرگان، از چند جشن آتش کهن ديارمان می باشد که بر پايه سال شمار کهن که دارای دوازده ماه سی روزه بود در روز نهم آذر و پس از به کارگيری سال شمار نوين در روز سوم آذر بر گزار می شود.
اين جشن از جشن های آتش به شمار می رود و گويا با فرا رسيدن اين روز، مردمی که به ديدار آتشکده ها برای نيايش می رفته اند، اخگری از آتش آتشکده را نيز به خانه می آورده، آتش زمستانی را با آن می افروخته اند.
در سال شمار کهن که هر ماه از سال، دارای ۳۰ روز بود. آذرروز، همواره برابر بود با روز
۹ آذر ماه، که چون نامش با نام ماه برابر بود آذرگان می ناميدندش. با روی آوردن به سال شماری که آن را سال شمار جلالی (و يا خيامی نيز) می شناسيم شش ماه نخستين سال، دارای ۳۱ روز شدند. بنا بر اين، روز آذر از ماه آذر که برابر با نهم آذر ماه در سال شمار کهن بود، ٦ روز پيش کشيده شد و اينک در روز ۳ آذر۲۴ماه نوامبر، جشن آذر يا آذرگان را برگزار می کنند.

زنی باچشم مصنوعی 4800 ساله
بازسازی چهره صاحب چشم مصنوعی، تعیین اندازه های دقیق گورستان تاریخی، پژوهش در بخشهای مسکونی و بناهای یادمانی از جمله هدفهای یازدهمین فصل کاوش های باستانشناسی در محوطه شهر سوخته است.
سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته اعلام کرد:یازدهمین فصل کاوشهای باستانشناسی شهر سوخته با حضور هیاتی از 20 باستان شناس و متخصص میان رشتهای از مرکز تحقبقات ملی ایتالیا، موزه هنرهای شرقی رم و دانشگاه نیوکاسل از دیروزآغاز شد.
«سید منصور سید سجادی» گفت:گروه باستانشناسی مستقر در شهر سوخته در نظر دارد با همکاری دانشگاه سیستان و بلوچستان به باز سازی چهره صاحب چشم مصنوعی که سال گذشته در همین محوطه کشف شد ،بپردازد.
وی تجزیه مربوط به چشم ساخته شده به منظور شناسایی قطعی مواد تشکیل دهنده، تهیه مولاژ جمجمه و چشم مصنوعی را از جمله اقدامهایی عنوان کرد که طی فصل کاری جدید صورت خواهد گرفت.
سرپرست گروه باستانشناسی شهر سوخته، آغاز پژوهشهاروی موی اسکلتهای این محوطه تاریخی از سوی انسانشناسان دانشگاه نیوکاسل به منظور دستیابی به نحوه تغذیه و رشد ساکنان آنرا از دیگر هدف های مهم هیات موردنظر برشمرد.
چشم مصنوعی4800 ساله، سال گذشته در دهمین فصل کاری باستانشناسان در شهر سوخته کشف شد.
این چشم زنی تنومند 25 تا 30 ساله بود که در قبر شماره 6705 گورستان شهر سوخته،دفن شد.جنس و ماده چشم اسرارآمیزبا توجه به بررسی ها قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده است اعلام و نتیجه قطعی به آزمایشهای بعدی موکول شد.
چشم این زن، سوراخهای جانبی در دو سو برای نگهداری و چسبیدن به حدقه دارد.همچنین روی آن ریزترین مویرگهای داخل چشم با مفتولهای طلایی به قطر کم تر از نیم میلیمترطراحی شدهاست.
شهر سوخته قدمتی 5000 ساله دارد و ساکنان آن به مظاهر شگفت انگیزی از تمدن دست یافته بودند.
(به نقل از پارسه)