ايراني چند صباحي است كه معناهايش سخت به آشفتگي گراييده ودر ناتواني مهلك وآزار دهنده اي بسر مي بردونيازمند معنايي از خود ، جهان وهستي است وباز روايتي از انسان ايراني امروز را مي بيوسد كه هنوز از ذخيره گاه فرهنگي مان چنين روايتي بدست نداده است تا بتواند خود پيش رونده را در دنيايي ناآشنا مبتني بر ايسم هاي بيگانه و غير بومي بوده كه با آن در حلقه اي ناآشنا به بيكاري رفتيم وسر گيجگي و سر گشتگي اش به قدري شگرف بود كه پيري بزك كرده به نام" جمهوري اسلامي"از اين نا بساماني وبيماري تولد يافت. البته بر آن نيستم كه ليستي از ضعف ها و نقص ها ترتيب دهم وسپس پيشرفت را منوط به رفع آن بكنم چرا كه با لیست كردن و نام بردن آنها چه يك بار وچه هزار بار هيچ دردي درمان نمي یابد.
هيچ پديده ي اجتماعي قائم به خود پديد نمي آيد بلكه از ريشه اي نشات مي گيرد.بطوري كه يكي برگ ويكي ساقه ي آن ريشه است تربيت ومنش اجتماعي در درون يك جريان اجتماعي حاصل مي شود واساسا هر تربيتي محصول ريشه يا روحي است كه در جامعه جريان يافته در اينجا زمينه ي مناسب براي پرداختن به مقو له ي روح يا انديشه نيست اما به هر ترتيب چون فكري نزد كسي يا گروهي شكل خود را مي يابد. بايد جاري شود واين جريان يافتن بدين صورت است كه حاملان اوليه ي انديشه آن را با گفتار ونوشتار وكردار به سيلان در آورد؛ واين جريان طيفي است از مفاهيم كه اگر از حقيقت ريشه گرفته باشد چونان طيف نوري به روشنايي رهنمون مي گردد واگر از دروغ به سمت تاريكي افراد(مجموعه اي از آنها) با پذيرش اين مفاهيم به عنوان حقايق خوب وبد را با آن ترتيب مي دهند وبا اين تمايز گذاري به مرحله ي ارزش ها وارد شده وبايد نبايد هاي خود را استوار مي سازند. حلقه هاي اوليه ي اين جريان ها معمولا به اين بايد ونبايد ها مطيع تر ومقيد ترند. اما چون معمولا راه انديشه توسط قدما بسته مي شود ويافته هاي اوليه بصورت حقيقت مطلق در مي آيد باعث ضعف در جريان اين طيف ونا مقبول در افتادن آن به دليل تغيير در شرايط اجتماعي مي شود. اما باور ها به خرد تنها جرياني است كه حد نمي خورد اگر چه مقيد به انديشه است وخرد اما انديشه همواره خود را مي انديشد و ركود نمی شناسد. بنابراين باور به مکتب خرد تنها مكتبي است كه دفتر وكتابش تمام حقايق را ندارد و حقايق در حال گشايش به سوي حقيقت هايي هستند كه انسان ها در افق هاي انديشه اي خود جستجو مي كنند و عقل در كوزه پديد نمي آورد. البته قبول اين مسئوليت سخت است و انسان ها معمولا ازاينكه خود بار مسئوليت هاي تاريخي را به دوش كشند در گريزند.اما جريان خرد ومتعهد ان به ان بايد در پايگاه اجتماعي مانند خانواده،دبستان و....اين رسالت تاريخي را به انسان ها بياموزند وآنها را آرمان خواهاني در مسير خرد براي برپايي تاريخ سر افراز پرورش دهند.